پرتره اولریکه کلاینرت

اولریکه کلاینرت: «اتاق گل یخ - داستانی خانوادگی از وِزِرمارش»

توضیحات

سارا همه چیز را در مورد سرما می‌داند. او در زمانی بزرگ شد که هنوز با زخم‌های جنگ جهانی دوم و دوران نازی‌ها مشخص شده بود. اتاق خواب دوران کودکی او "اتاق گل یخ" بود، اتاقی که از سایر فضاهای زندگی، سرد و تاریک، جدا شده بود.
او در میان عکس‌ها به دنبال ردپایی از زندگی خانواده‌اش می‌گشت و سعی می‌کرد آنها را رمزگشایی کند. مادرش با پدر سارا، یک پناهنده و بنابراین از جایگاه اجتماعی پایین‌تری، ازدواج کرده بود. اگر وارث مرد نداشت، با محرومیت از ارث مواجه می‌شد. پسری که آرزویش را داشت، هنگام تولد درگذشت. پدرش اهل سیلزیای سابق بود، در هفده سالگی به نیروی دریایی فراخوانده شد و در دانمارک اسیر جنگی شد. چرا سارا چنین اطلاعات متناقضی در مورد محل تولد او در اوراق او که پس از مرگش آنها را نگه می‌دارد و گرامی می‌دارد، کشف می‌کند؟ چرا سارا و مادرش دائماً با هم بحث می‌کنند؟
رمان خودساخته اولریکه کلاینرت ما را به دورانی گذشته در منطقه وسرمارش می‌برد و دوره زمانی تا آغاز قرن بیست و یکم را در بر می‌گیرد.

رویدادی به عنوان بخشی از «برمن می‌خواند!».

کجا و چه زمانی

جمعه، 05.09.2025 از ساعت 17:30
لسوم

رویداد رایگان